a review on Fereydoun Ave's "Recent works", by Ali Ettehad, The Daily Star, 5-5-2011
Open publication - Free publishing - More ali ettehad
استیتمنت نمایشگاه
شعر معاصر در بیشینه ی موارد از واژگان پیش پا افتاده، افعال ساده و ساختمانی بی زرق و برق ساخته شده است. آن چه از این کارماده های ساده و روزمره شعری می سازد غالباً نه به ماهیت مواد سازنده باز می گردد و نه به تکنیک های زبانی ای که این مواد را کنار هم نشانده است. واژگان شاعر، خاطره و یا تجربه ای را زنده می کنند که خواننده یِ آن ها یا روزگاری لمس شان کرده یا آرزوی از سر گذراندنش را در دل داشته است. چاپ ها و آب رنگ های فریدون آو نیز با کارماده ای از این دست ساخته شده اند. عکس های روزمره و گاه اتفاقی و لکه های پراکنده ی رنگی که برخی پیش از چاپ عکس و برخی پس از آن اضافه شده اند بیش از آن که قرار باشد ایده ای خاص و از پیش تعیین شده ارائه کنند خاطرات مخاطبان را هدف قرار می دهند. پهلوان نیمه عریان، گل های دسته شده، اطلس رنگارنگ جهان و عکسی خانوادگی و قدیمی در قاب – حتی اگرعکس خانواده ی فریدون آو در یزد باشد- هر یک به تصادف خاطره ای را از تاریخ فردی مخاطبان بیدار می کند و لحظه ای مشابه را از بایگانی خاطرات فرا می خواند. حفاری، کشف و سپس بازیابی خاطرات مشابه میان دو نفر، ویژگی ای است که بیش از هر چیز این آثار را بدل به چکامه هایی دیداری می کند. آثار آو خاطراتی را فرا می خواند که دور یا نزدیک، لایه ای فراموشی سطح شان را پوشانده است. خاطراتی که نه آن چنان ناپیدایند که فراموش شوند و نه آن چنان روشن که تک تک اجزای شان را به خاطر آوریم؛ گاهی لکه رنگی نقطه ای را پوشانده و گاه تصویر در زمینه ی کاغذ گم شده است. مجموعه ی این آثار در مقام شمایلی از خاطرات مومی مردمان هم عصر هنرمند است که زیر نور آفتاب، ذوب می شوند و آرام آرام در هم می روند. □□□ «دیوها» ی فریدون آو از سویی به «هفتن امشاسپندان» ارجاع دارد و از سوی دیگر اسفنکس های غول پیکری را باز می نمایاند که روزگاری امن و حراس را به هم می آمیختند. «اَمِشَه سپَنتَه» در واژه به معنای «نامیرای پاک» است و به تجلیات آسمانی ای اشاره دارد که برای ارتباط با جهان مردمان خاکی خود را به زبان آدمیان ترجمه می کنند و در باور کهن اجرا کنندگان مشیت پادشاهی راستین اند. فریدون آو با ساختن هفت مجسمه که به تناوب در سه نمایشگاه ارائه شده است جمجمه ی جانوران، شاخ های زرین، چنگال درندگان، چرخ و صورتک های انسانی را در هم آمیخته تا اسفنکس هایی معاصر بیافریند؛ موجوداتی که به شکلی همسنگ، متولی امنیت و سرچشمه ی وحشت اند. هنرمند اسفنکس هایش را «دیو» می خواند و منطق چنین نامگذاری ای به سادگی در کارکردهای این واژه قابل درک است. «دئِوَ» که در فارسی باستان و سانسکریت اشاره به خدایان باستانی هند و ایرانی دارد - و هنوز هم لفظ سنسکریت «دِوا» به همین معنا به کار می رود- با انقراض باورهای کهن معنای تازه ای یافت و در معنای سرچشمه ی گمراهی به کار بسته شد. آو با انتخاب چنین نامی برای اسفنکس هایش بر نقش متناقض این موجودات تاکید می ورزد. علی اتحاد- بهار یکهزار و سیصد و نود
استیتمنت نمایشگاه
شعر معاصر در بیشینه ی موارد از واژگان پیش پا افتاده، افعال ساده و ساختمانی بی زرق و برق ساخته شده است. آن چه از این کارماده های ساده و روزمره شعری می سازد غالباً نه به ماهیت مواد سازنده باز می گردد و نه به تکنیک های زبانی ای که این مواد را کنار هم نشانده است. واژگان شاعر، خاطره و یا تجربه ای را زنده می کنند که خواننده یِ آن ها یا روزگاری لمس شان کرده یا آرزوی از سر گذراندنش را در دل داشته است. چاپ ها و آب رنگ های فریدون آو نیز با کارماده ای از این دست ساخته شده اند. عکس های روزمره و گاه اتفاقی و لکه های پراکنده ی رنگی که برخی پیش از چاپ عکس و برخی پس از آن اضافه شده اند بیش از آن که قرار باشد ایده ای خاص و از پیش تعیین شده ارائه کنند خاطرات مخاطبان را هدف قرار می دهند. پهلوان نیمه عریان، گل های دسته شده، اطلس رنگارنگ جهان و عکسی خانوادگی و قدیمی در قاب – حتی اگرعکس خانواده ی فریدون آو در یزد باشد- هر یک به تصادف خاطره ای را از تاریخ فردی مخاطبان بیدار می کند و لحظه ای مشابه را از بایگانی خاطرات فرا می خواند. حفاری، کشف و سپس بازیابی خاطرات مشابه میان دو نفر، ویژگی ای است که بیش از هر چیز این آثار را بدل به چکامه هایی دیداری می کند. آثار آو خاطراتی را فرا می خواند که دور یا نزدیک، لایه ای فراموشی سطح شان را پوشانده است. خاطراتی که نه آن چنان ناپیدایند که فراموش شوند و نه آن چنان روشن که تک تک اجزای شان را به خاطر آوریم؛ گاهی لکه رنگی نقطه ای را پوشانده و گاه تصویر در زمینه ی کاغذ گم شده است. مجموعه ی این آثار در مقام شمایلی از خاطرات مومی مردمان هم عصر هنرمند است که زیر نور آفتاب، ذوب می شوند و آرام آرام در هم می روند. □□□ «دیوها» ی فریدون آو از سویی به «هفتن امشاسپندان» ارجاع دارد و از سوی دیگر اسفنکس های غول پیکری را باز می نمایاند که روزگاری امن و حراس را به هم می آمیختند. «اَمِشَه سپَنتَه» در واژه به معنای «نامیرای پاک» است و به تجلیات آسمانی ای اشاره دارد که برای ارتباط با جهان مردمان خاکی خود را به زبان آدمیان ترجمه می کنند و در باور کهن اجرا کنندگان مشیت پادشاهی راستین اند. فریدون آو با ساختن هفت مجسمه که به تناوب در سه نمایشگاه ارائه شده است جمجمه ی جانوران، شاخ های زرین، چنگال درندگان، چرخ و صورتک های انسانی را در هم آمیخته تا اسفنکس هایی معاصر بیافریند؛ موجوداتی که به شکلی همسنگ، متولی امنیت و سرچشمه ی وحشت اند. هنرمند اسفنکس هایش را «دیو» می خواند و منطق چنین نامگذاری ای به سادگی در کارکردهای این واژه قابل درک است. «دئِوَ» که در فارسی باستان و سانسکریت اشاره به خدایان باستانی هند و ایرانی دارد - و هنوز هم لفظ سنسکریت «دِوا» به همین معنا به کار می رود- با انقراض باورهای کهن معنای تازه ای یافت و در معنای سرچشمه ی گمراهی به کار بسته شد. آو با انتخاب چنین نامی برای اسفنکس هایش بر نقش متناقض این موجودات تاکید می ورزد. علی اتحاد- بهار یکهزار و سیصد و نود
No comments:
Post a Comment